خوب حالا امروز می خوایم طرز تهیه آهنگ.text.کلیپ.و پخش یه آهنگ رپ باحال از اون باحال باحالاش رو براتون تشریح کنیم
آهنگ :
مواد لازم:قابلمه.ملاقه.لوله بخاری.یه اعصاب داغون.![]()
طرز تهیه: اول قابلمه رو با دقت می ذارین جلوتون (فاصله ها رو دقیق رعایت کنین ها!!!!!!!)بعد ملاقه رو با چهار تا انگشت دست راستتون می گیرین و شستتونو روش می ذارین)بعد با اون یکی دستتون لوله بخاری رو می گیرین بعد یه نفس عمیق می کشین
و روی وسط قابلمه تمرکز می کنین و بعد با تمام وجود می زنین روی قابلمه!!!آها راستی یادم رفت بگم قبلش دو تا پنبه بزارین تو گوشتون نگی نگفتی!!!!!!!!!!!![]()
text رپ:
وسایل لازم: فقط دو تا ورق می خواد با یه خودکار بیک(تبلیغ ممنوع!!!!!!!!!!!!!!!!!!
)و بازم یه اعصاب داغون!(می تونین از دفترچه خاطراتتون هم استفاده کنین!)
طرز تهیه:اول هر چی فحش بلدی مینویسی رو کاغذ و بعد چند تا : دوستم نداری . از من راضی هستی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ . برو گم شو . خیلی پستی . دوستت داشتم . دوستت دارم . دوستت خواهم داشت . من واااااااستادم . بو تو میمیرم . ........... می نویسی!طوری که حد اقل 3 دقیقه و 25 ثانیه بشه(کلی تحقیق کردیم هااا!!!!
)
بعدش یه چند بار تخلص تونو میارین این وسطا (آخی نمی دونی تخلص یعنی چی؟؟؟؟
)و همین جوری ادامه میدی بالاخره یه چیزی می شه دیگه!!!!
کلیپ رپ :
وسایل لازم : یک عدد دوربین زپرتی داغون(دوربین گوشی هم میشه هاا!)یک پارکینگ خالی . چند تا اسپری رنگ . یک مشت لباس داغون . 2 یا حد اکثر 3 تا آدم بیکار مثل خودتون
!!!!!!!!
طرز تهیه : همون 2 3 تا آدم بیکار رو بر میداری میبری تو پارکینگ اول یه کم رنگ می مالی به در و دیوار بعد هم میگی برات حرکات موزون انجام بدن (یادم رفت بگم اون 2 3 نفر باید حتما حرکات موزون مخصوص کلیپ های رپ رو بلد باشن که نگران نباشید !!!فراوووونه!خوب داشتم میگفتم بعد به یکی میگی در این مدت ازتون باهمون دوربین زپرتیه فیلم بگیره لباساتونم باید خاص باشه دختران صاعقه ساتن صورتی
رو پیشنهاد میکنن!در تمام مدت هم دستتو به این صورت (همین صورت) میگیری و برای زیباتر شدن کلیپ می تونی دوربینو بر عکس بگیری !(گوش بده خیلی جواب میده!!!!)
پخش :
مواد لازم : هیچیییی!!!!!!!!!!
طرز تهیه:همین جوری 50 . 60 تا از روش رایت میکنی دونه ای 500 تومن(یعنی به هخر کی که حاضر شد گوش بده 500 تومن میدی!) (که البته این مرحله یه کم بستگی به جیب باباتون داره!!!
)
خوب رای رپر شدن باید تمامی مراحل رو مرحله به مرحله و دقیق اجرا کنید حتما به هدفتون می رسین.البته برای پخش باید یه اسم (همون تخلصه ها!)مناسب برای خودتون و یا بکس تون انتخاب کنین.مثال: فلاکت>بد بخت>بیچاره>بی خانمان>بی شخصیت(پیشنهاد ما)>بی شعور (اینم جواب میده) > دراگون >بز>گوسفند>فنگ(این اصطلاح مخصوص یلداس) و حتی میتونین از برخی صفات استفاده کنین مثل:هیچی>خالی>پوچ>پوک>خط تیره> آندرلاین و ......... هزاران چرت و پرت دیگه که مطمئن باشین هر جی باشه مناسبه!آها راستی برای بکس هم میتونین از اسمایی مثل : 021 . 0512 . 0918 . 0935(فقط 150 هزار تومن) . و ... استفاده کنین!اگه تلاش کنی حتما میشی بهت قول میدم!(اگه نشدی هم به من چه!!!!)
يه روز يه بچهي ۷-۸ سالهي تخم جن مياد پيش مامانيشو ميپرسه: ماماني، من از كجا اومدم؟
مامانش كه خجالت ميكشيده قضيهي سوراخ بودن کاندوم رو تعريف كنه
ميگه: عزيزم، خدا تو رو فرستاد
بچههه يه كم تفكر منطقي ميكنه و باز ميپرسه: خود تو از كجا اومدي؟
مامانه بازم جواب ميده: من رو هم خدا فرستاده!
باز ول كن نميشه و ميپرسه: بابا و بابا بزرگ و مامان بزرگ از كجا اومدن؟
مامانه ميگه: اون پدرسگا رو هم خدا فرستاده!
بچههه يه كم فكر ميكنه و ميگه: عجب، پس با اين حساب در طي صد سال گذشته كسي تو خونوادهي ما .س . ک .س. نداشته! عجيب نيست كه همهتون انقدر عقدهاي و سگ اخلاقين!
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
بيچاره دخترا:
اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه
اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه
اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره
اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه
اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد، مي خواد جلب توجه کنه
اگه............
چکار کنه بميره خوبه؟
يه روز يه بچهي ۷-۸ سالهي تخم جن مياد پيش مامانيشو ميپرسه: ماماني، من از كجا اومدم؟
مامانش كه خجالت ميكشيده قضيهي سوراخ بودن ک ا ن د و م رو تعريف كنه
ميگه: عزيزم، خدا تو رو فرستاد
بچههه يه كم تفكر منطقي ميكنه و باز ميپرسه: خود تو از كجا اومدي؟
مامانه بازم جواب ميده: من رو هم خدا فرستاده!
باز ول كن نميشه و ميپرسه: بابا و بابا بزرگ و مامان بزرگ از كجا اومدن؟
مامانه ميگه: اون پدرسگا رو هم خدا فرستاده!
بچههه يه كم فكر ميكنه و ميگه: عجب، پس با اين حساب در طي صد سال گذشته كسي تو خونوادهي ما .س . ک .س. نداشته! عجيب نيست كه همهتون انقدر عقدهاي و سگ اخلاقين!
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
بيچاره دخترا:
اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه
اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره
اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه
اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه
اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه
اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست
اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه
اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود
اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار
اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده
اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه
اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره
اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه
اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد، مي خواد جلب توجه کنه
اگه............
چکار کنه بميره خوبه؟
مائده کیه؟؟؟
راستشو بگو کی هستی
حتما برام off بزار
inam ID mane:
doost_joon_c5
چی میخوای از جون این رپ ؟؟؟ بیا این جا هست
E3-RAP
جسد يه تركه رو كه خودش رو دار زده بود رو ميبرن پزشك قانوني، بعد از بررسي مشخص ميشه 90 درصد علت مرگ كوفتگيه 10 درصد خفگي! دكترا كف ميكنن! ميرن محل خودكشي ميبينن تركه خودش رو با كش دار زده!!!!!!!!
يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو بكنن! تركه به زنش ميگه: يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه! زنه همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه!
از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي! طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي! تركه شلوارشو در مياره ميگه : علي يارت! لنگو بده بالا!!!!!!!!!
يه روز يه تركه ميره خونه رفيقش .وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. تركه ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. تركه ميگه باشه. شام رو
ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. تركه ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ تركه ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرند.
تركه داشت تو خيابون مي رفت. شنيد يه خانومي داره دعا مي خونه و به خدا مي گه: خدايا يه شوهر خوشگل براي من بفرست. تركه ميره طرف خانومه و داد ميزنه :واي واي خدايا هلم نده، خدايا هلم نده
زنه زبونش ميگرفته، ميره سبزيفروشي ميخواسته نارنگي بخره، ميگه: بيدحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا ميكنه، ميگه: اوهوي حسني! نيم كيلو خيار سالادي بده خانم!!!
زن رشتيه هركار ميكرده ارضا نميشده، آخرش ميره سكسشاپ، ميگه: ببخشيد من يه كير مصنوعي ميخواستم. فروشنده اشاره ميكنه به ويترين پشت سرش ميگه: كدوم يكي رو ميخواين؟ زنه يكم فكر ميكنه، ميگه: اون قرمزه رو.فروشندهه ميگه، ببخشيد خانوم، ما كير قرمز نداريم! زنه اشاره ميكنه ميگه:
اوناها بابا، اون قرمزه بالا سمت چپ. مرده يك نگاهي ميكنه، ميگه: شرمنده خانوم كپسول آتش نشانيمون فروشي نيست!!!
يه رياضيدان عروسي ميكنه! چند شب اول اونجاي خانومشو اندازه گيري ميكرده ولي دست از پا خطا نميكرده! دختره ميره پيش مامانش ميگه شوهرم اين چند شب پاهامو از هم بازميكنه ؛اندازه گيري ميكنه ويكسري محاسبات رياضي انجام ميده ولي كار اصلي رونمي كنه .مامانه ميگه صبر داشته باش شايدمنظوري داره ! فردا دختره ميادپيش مامانش ميگه ديشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شيرجه زد روم ،مستقيم زدبه هدف خيلي خيلي لذت بردم .
مامانه ميگه: حالا كه اينطوريه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده كنه .روز بعد مامانه مياد پيش دخترش ،دختره ميگه اوا خاك عالم مامان چرا گشاد گشاد راه ميري !
!مامانه ميگه آخه بابات ديشب تو محاسباتش يه مثبت منفي رو اشتباه كرد از دور شيرجه زد ولي با كله رفت تو .....!!!
آخوند تركه داشت روضه ميخوند: ظهر عاشورا حضرت عباس سوار ذوالجناح شد! يكي از پا منبر گفت: حاجي آبرومونو بردي، ذوالجناح اسب امام حسين بود! آخونده گفت: آخه مادر گهبه! تو هيچ وقت موتور داداشت رو ازش قرض نمي گيري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يه پيرزن با نوه ش ميرن حموم، نوه اونجاي مامان بزرگ رو ميبينه و ميگه: مامان بزرگ اين چيه؟ مادر بزرگه ميگه: گربه س مادر!
بچه ميگه: پس چرا گربه شما از گربه مامان لاغرتره! مادر بزرگه ميگه: آخه گربه مامانت هر شب 1 كيلو گوشت ميخوره اما گربه من بادمجونم گيرش نمياد
يه رزمنده زخمي و خوني به زحمت خودشو مي رسونه به خاكريز خوديا. امدادگرا ميبينن طرف 10-20 تا تركش خوده و آش و لاش شده! كونشم داره خون مياد!!! مي پرسن كونت چرا پاره شده؟ ميگه: تو خط مقدم عراقيا محاصرمون كردن من تركش خوردم، فرمانده گروهان منو كول گرفت و اومد طرف خاكريز خودمون، ديدم اوضاع بيريخته گفتم: حاجي مارو بزار و برو!!! حاجي هم مارو گذاشت و رفت!!
بچه تركه ميره پيش باباش با ناراحتي ميگه: بابا چرا به ما ميگن ترك خر؟
تركه ميگه اگه واقعا" ميخواي بدوني بدو برو يه قابلمه بيار! بچهه ميره يه قابلمه مياره ميده به باباهه! باباهه قابلمه رو ميگيره چند تا ميزنه پشت قابلمه! بچهه كه صدا رو ميشنوه ميگه: بابا دارن در ميزنن! تركه ميگه خري ديگه! فهميدي چرا به ما ميگن ترك خر!.... ناراحت نشو بابا! حالا بيا اين قابلمه رو بزار سر جاش در رو هم باز كن ببين كيه بود در زد!!!!!!!
عزرائيل ميره سراغ يه قزويني در حال مرگ بهش ميگه: ميخوام جونت رو بگيرم! وصيتي نداري ؟ قزوينيه ميگه: چرا ببم جان! نوشتم گذاشتم زير فرش، دولا شو ورش دار
لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون!!. رفيقش ميپرسه: چي شده؟!! لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بيد!
دوتا تركه با لگد ميزدند توي تخمهاي همديگه. يكي مياد بهشون ميگه: شماها دردتون نمياد؟ تركا ميگن: نه... پوتين پامونه!؟!!!!!!!!!
دو تا زن جوون تو حموم عمومي باهم بودن، اولي به دومي (با لهجه شيرازي) ميگه: قربونت او ليف رو بده من. زن دومي بهش ميده. بعد
چند دقيقه، دوباره اولي ميگه: قربونت او سفيدآب رو هم بده من. دومي سفيدآب رو هم بهش ميده. بعد دومي ميپرسه: ببخشيد خانم شما شيرازي نيستيد؟ اولي ميگه: اِاِاا... از لهجه شيرينم فهميدي؟ يارو ميگه: نه از كون گشادت!!!(
به ترکه ميگن شما ترکي ميگه نه به خدا ، بيا بگرد
دوست جونا يه عالمه جوک قشنگ براتون گذاشتم
اما قبل از خوندن لطفآ
تو قسمت نظرات بگين دوست دارين
رپ و کليپ هاي جديد موبايل 3GP و عکس بازيگر ها و نرم افزار موبايل براتون بزارم
؟؟؟
![]()
معلمه داشته پاي تخته مسئله حل ميكرده، يهو يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت! يارو به روي خودش نمياره، يكم ميگذره دوباره يكي از ته كلاس ميگه: ميكنمت بچه كوني! باز معلمه به روي خودش نمياره، بار سوم دوباره يكي از ته كلاس همينو ميگه، معلمه تيز بازي درمياره،گيرش مياره. شاكي از كلاس، ميرخ بيرون، ميره پيش مديرِ دبيرستان ميگه: بابا اين چه افتضاحي؟! اين چه مدرسه گنديه؟! من دارم سر كلاس رياضي درس ميدم، يك پسره هي ميگه: ميكنمت! مديره ميپرسه: يارو لباس سورمهاي تنش نبود؟ معلمه ميگه: چرا. مديره ميگه: شلوارش هم سياه بود؟! معلمه ميگه: آره خودشه! مديره ميگه: ببين اين راست ميگه، جداً ميكنه!!!
به عربه ميگن با آب جمله بساز، ميگه: كير تو كس ننت! ميگن: پس آبش كو؟! عربه ميگه: برو از ننت بپرس
آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه، باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم!!!
يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين!!!!
غضنفر ميره تلويزيون رو روشن ميكنه كانال 1 يه آخوند داشته صحبت ميكرده
كانال 2، 2 تا آخوند داشتن بحث ميكردن
كانال 3 يه برنامه داشته با عنوان سمينار روحانيون حوزه علميه
كانال چهار ميزنه ميبينه سمينار روحانيون شهر تهرانه 200-300 تا آخوند توشن
كانال 5 ميزنه ميبينه سمينار سراسري كشوري روحانيونه كه 20000-30000 نفر آخوند شركت كردن... يه دفعه غضنفر داد ميزنه:
آهاي سكينه هوي زود اون نفت و بيار لونشونو پيدا كردم........
يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن، قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه، يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه: بابا عجب بدبختيه ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغل
يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايههام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم!!!
از تركه ميپرسن: زنتو چقدر مهر كردي؟! ميگه: والله مهر رويادم نمياد ولي آبان و آذر زياد كردم!!!
به ترکه ميگن: ميدوني امام حسين کجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: کربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش
يه عربه پاهاش پرانتزي بوده، بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بِينشه !
سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از بچگي وقتي ميبينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه: استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحماليش افتاده گردنِ ما!!!
ميگن تو ورودي قزوين نوشتن: با شورت آهني وارد شويد!! تو خروجيش نوشتن: آهن قراضه خ
قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!!!
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!!!
رفيق تركه خيلي خانوم باز بوده، تركه ازش ميپرسه: آخه تو چي كار ميكني كه هي چپ و راست خانوم بلند ميكني؟ به ما هم ياد بده. رفيقش ميگه: بابا كاري نداره كه، بيا بريم تا بهت ياد بدم. سوار ماشين ميشن ميرن جلو پاي يه زنه آخر تيكه ترمز ميكنن، رفيقش به زنه ميگه: معين جديد رو شنيدي؟ زنه ميگه: نه. ميگه: بيا من برات بگذارم. خلاصه زنه رو سوار ميكنه و ميبره خونه تا دسته ميكنه، تركه هم خيلي تحت تاثير قرار ميگيره. چند روز بعد با ماشين ميره جلوي يه خانومه نگه ميداره، ميگه: معين جديدي رو شنيدي؟! زنه ميگه: نه. تركه ميگه: نشنوي ها! مـيكُـننت!!!
مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!!!
زنه ميره پارچه فروشي خريد ميكنه، بعد به فروشنده ميگه: چقدر ميشه؟! يارو ميگه:خانم شما نميخواد پول بدين، بجاش يه دور از جلو به من بدين! زنه ميگه: حاجآقا اينجوري كه خيلي گرون ميشه! اگه ميخواين من يه دور از عقب بهتون ميدم! يارو ميگه: نه خانم اين كه خيلي كمه! به جون بچههام ايني كه شما ميگيد قيمت خريدشه!!!
تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!
يارو ازون تيمسار كسخلاي تير بوده، يك روز كله سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!
تركه ساعت سه نصفه شب مست و پاتيل ميرسه در خونه، هركار ميكرده نميتونسته كليد رو بكنه تو قفل در. خلاصه اونقدر سر و صدا ميكنه تا زنش بيدار ميشه، ازون بالا داد ميزنه: اصغر اقا كليد بندازم؟! تركه ميگه: نه بابا كليد دارم، سوراخ بنداز!
تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام كيرمم نميتوني بخوري!
ملاهه ورم معده داشته، ميره دكتر، دكتره (كه از قضا ترك بوده) بهش ميگه: يك رژيم بهت ميگم بايد رعايت كني. ملاهه ميگه: چشم آقاي دكتر. دكتره ميگه: گوشت نخور، غذاي پر چربي نخور، مشروب نخور، ترياك نكش، بالاي منبر هم نرو! ملاهه ميگه: ديگه واسه چي بالاي منبر نرم؟! دكتره ميگه: اونجا گه زيادي ميخوري، براي معدت خوب نيست!!!
پيرمرده ميره داروخونه، ميگه: آقاي دكتر، يك چهارم قرص واياگرا بدين. دكتره كف ميكنه، ميگه: پدر آخه يك چهارم قرص كه به جايي نميرسه. پيره مرده ميگه: اي بابا، ما كه اين كارا ازمون گذشت.، همونقدر بلند شه كه من رو كفشام نشاشم كافيه!!!
به يه تركه ميگن برو روزنامه بخر، ميره با يه پاره آجر برميگرده! ميپرسن واسه چي آجر آوردي به جا روزنامه، ميگه: رفتم روزنامه فروشي پول دادم يارو گفت همون رويي رو ور دار ببر! ...
بدون هيچگونه مقدمهچيني، يكراست ميروم سراغ اصل مطلب و تعدادي از سوالات كنكور سراسري 86 را كه بهتازگي برگزار شده، عينا در اينجا ميآورم. فقط ذكر اين توضيح ضروري است كه هيچگونه شوخي يا طنز در اين نقل مطلب وجود ندارد و سوالات عينا و بدون هيچگونه تغيير آورده شدهاند.
جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي)
<بهرام كه گور ميگرفتي همه عمر / ديدي كه چگونه گور... گرفت>
1) شهرام 2) مهرام 3) بهرام 4) آرام
جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي)
روِياهاي صادقانه: هركدام از ما هنگام... روِياهايي را مشاهده ميكنيم. اين روِياها انواع مختلف دارند.
1) دويدن 2) ايستادن 3) خواب 4) نشستن
جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم تجربي)
<گل همين پنج روز و... باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد>
1) هفت 2) چهار 3) شش 4) هشت
جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم انساني)
...< پردهي پندار دريدند / يعني همه جا غير خدا هيچ نديدند>
1) مردان خدا 2) مردم همه جا 3) مردم هميشه 4) مردان و زنان
وقتي يكي از دوستانم اين سوالات را در دفترچههاي سوالات كنكور سراسري به من نشان داد، در ابتدا فكر كردم حتما قصد شوخي با من را دارد و لابد به اين منظور، دفترچههايي شبيه دفترچه سوالات كنكور درست كرده و دارد به من نشان ميدهد ولي بعد كه متوجه شدم اينها حقيقتاً دفترچه سوالات كنكورند و اين سوالات واقعا سوالات كنكور سراسري ورود به دانشگاههاي اين كشور در سال 1386 بودهاند، تا مدتي گيج و بهتزده بودم.
با توجه به اينكه سوالاتي از اين دست، غالبا به عنوان اولين سوال ماده درسي مربوطهشان طرح شده بودهاند، احتمالا طراحان محترم در اجراي سياست خاصي آنها را طرح كردهاند و احتمالا آن سياست چنين بوده كه اولين سوال هر ماده درسي بسيار آسان باشد تا پاسخگويي سريع به آن موجب روحيه گرفتن داوطلبان شود و بدين ترتيب داوطلبان طي آزمون دچار استرس و اضطراب ناشي از سختي احتمالي سوالات اوليه هر درس نشوند. اما آيا نميشد با طرح سوالاتي كه در عين سادگي، اينقدر مضحك و غيرعلمي نباشند به همين هدف دست يافت؟
طرح سوالاتي در اين سطح از دانايي در تاريخ كنكور سراسري اين كشور سابقه نداشته است. در حقيقت اگر طراحان سوال بهزعم خود از ايجاد اضطراب آغاز امتحان در داوطلبان كاستهاند، اما توجه نداشتهاند كه در هر مجموعه 25 سوالي از دروس عمومي، يك سوال را فدا كردهاند و ارزش سوال در جداسازي داوطلبان را از آن گرفتهاند. با توجه به آنكه سوال انتهايي هر درس در كنكور 86 نيز سوال نظرسنجي بوده است، در حقيقت اين اتفاق رخ داده كه داوطلبان برخلاف سالهاي گذشته در هر درس عمومي به جاي 25 سوال، بر سر پاسخگويي به 23 سوال يا كمتر از آن رقابت كردهاند. اين بدان معناست كه عرصه رقابت تنگتر شده، زيرا در چنين حالتي، گستره تفكيكپذيري داوطلبان توسط سوالات و نيز تنوع امتيازات قابل دستيابي كاهش يافته و نمرات مشابه يا نزديك افزايش مييابند كه اين امر به معناي نفسگيرتر بودن حقيقي عرصه رقابت است؛ اگرچه داوطلب سر جلسه آزمون، آن را از يك بابت اندكي كمتر حس كند! ضمنا در چنين آزموني، بروز يك خطاي ساده توسط داوطلب در پاسخگويي به سوالات، به مراتب بيش از گذشته باعث كاهش امتياز و رتبه داوطلب و عقب افتادن از خيل رقيبان (به نحوي كمتر جبرانپذير) ميشود.
در اين نوشتار كوتاه صرفا مختصري از جنبههاي تاثيرگذاري فني چنين سياستي، بر فشردهتر كردن صفوف رقابت داوطلبان مطرح شد اما تاثيرات منفي فرهنگي اين نوع طرح سوال و اثر آن بر كاستن از شأن آزمون ورودي دانشگاهها و نيز ديدگاهي كه نسبت به ميزان آگاهي سياستگذاران و طراحان سوال از قواعد سياستگذاري و طرح سوال در خوانندگان ايجاد ميكند، مطالب ديگري هستند كه بايستي در نوشتاري ديگر به آنها پرداخته شود.
| ||||
| ||||
| ||||
| ||||
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )
ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )
ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگها خالی از فایده نخواهد بود
اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز
اگه تيپ بزنيم بريم سر كار
ميگن ببينم باكي قرار داري؟
اگه لباسهاي معمولي بپوشيم
ميگن تواصلا'' سليقه نداري
اگه زياد بگيم دوستت دارم
ميگن باز چه نقشه اي تو سرته
اگه نگيم دوستت دارم
ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه
اگه زياد بهشون زنگ بزنيم
ميگن به من اعتماد نداري
اگه زنگ نزنيم
ميگن انگار سرت خيلي شلوغه
اگه تو خونه زياد بخنديم
ميگن ديونه شدي
اگه كم بخنديم
ميگن بخت النحس
اگه شام بخواهيم
ميگن فقط فكر شكمشه
اگه شام نخواهيم
ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي
ولي هرچي ميگن بذار بگن ماكه كارمون درسته![]()
ويژگيهاي پسران باکلاس 1 – برداشتن ابرو به مقدار کافي 2 – کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار 3 – بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4 – نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 – بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6 – گوش دادن موسيقي بدون کلام 7 – نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا 8 – اظهار عدم تمايل به ازدواج 9 – تظاهر به عصبي بودن
سلام بچه ها
امروز میخوام براتون جوکای جدید بزارم اما
قبلش یه چیزی
یه سایت پیدا کردم خدای کیلپ های موبایله
هميشه براي کسي بخند که مي دوني به خاطر تو شاد مي شه
براي کسي گريه کن که مي دوني وقتي غصه داري و اشک مي ريزي برات اشک مي ريزه
براي کسي غمگين باش که در غمت شريک
و عاشق کسي باش که دوستت داره.....
-
عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد.
-
---------- * -----------
ميدوني اين چيه؟؟؟
اين تويي .. تو تك ستاره آسمون دل مني...
-
فکر کردی یه اس ام اس جدیده ؟!
یا فکر کردی کارت دارم ؟!
یا فکر کردی می خوام خبری بهت بدم؟!
نه بابا …! فقط می خواستم بهت بگم دوست دارم !
-
بلوتوث قلبت ُ روشن کن
می خوام همهی وجودمو برات send کنم !
-
عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است.
-
بنوش به سلامتي هر چي عاشقه
به سلامتي سه كس : غريب ، تنها ، بي كس
به سلامتي گاو چون كه نگفت من ، گفت ما
به سلامتي كرم خاكي ، به خاطر خاكي بودنش
به سلامتي خيار به خاطر اينكه يار داره
به سلامتي شلغم به خاطر اينكه غم داره
به سلامتي كلاغ ، هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه
-
ترکه میره به یکی خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: یه شتری بود که در خونه همه میخوابید!؟ یارو میگه: خوب؟ میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید
-
يکی ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟
-
به تركه ميگن گاو بهتره يا گوسفند؟ ميگه گاو!!! ميگن چرا؟ ميگه گاو وقتي از خيابون رد ميشه دوطرفشو نگاه ميكنه ولي گوسفند مثل گاووو سرشو ميندازه پايينو رد ميشه
-
اينو براي تو نوشتم ، آره براي تو ، براي خودت، چرا به اين ور و اون ور نگاه مي کني ؟ مگه عجيبه که اين مال تو باشه؟ شک نکن مال خودته ، آخه مگه به جز تو هم علاف ديگه اي هست؟؟؟؟؟
-
(<@ @>
.....o00……………00o…..
.
.
.
.
.
.
این عکس رو وقتی داشتی دختر همسایه رو دید میزدی ازت گرفتن....واقعا که....از تو بعید بود
-
هزار شاخه گل رز...
یه بقل پیچک سبز...
یه سبد سیب و انار...
میسپارمش به تو...
ببر سر 4راه بفروش...سودش نصف نصف...!!!
-
جلوی گلفروشی رد میشدم دیدم قشنگ ترین گلش نیست...
گفنم اس ام اس بزنم ببینم چرا خوردیش گوسفند...؟؟؟!!!
-
سنگی که طاقت ضربه های تیشه رو نداره تندیس زیبایی نمیشه از زخم های تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست
-
زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند : فروختي ؟ گفت : نخريدند تمام شد
دوست جونای من
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*******
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!*******
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا میکشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
*******
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
*******
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده، هی داد میزده: help me, hellllp!یکی از اونجا رد میشده میگه: احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.
خيانت! ... توطئه! ... کودتا! ... رد پای استکبار جهانی! ... اين مطلب به مدت ۲ روز مفقود شده بود! حالا اومدم می بينم فقط عنوانش هست و جا تره و بچه نيست! ... به هر حال ديب دمينی بيدی نيست که با اين بادها حرکات موزون انجام بده! دوباره مطلب رو می تايپم ...
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!
![]()
در پی درخواستهای مکرر دوستان عزيز که بعضياشون کم کم داشتن به مرز ناخن جويدن می رسيدن ، و جهت رهايی از تيغ برنده ای که زير گلوی خودم حس می کنم ، سير تکاملی قندهای عسل رو زودتر از موعد می تايپم...
خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم ميشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز ميشن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
از همهء دوستای با محبتم که طی مدت غیبت من به اینجا سر زدند هم خیلی مرسی! 
با توجه به روند روزافزون افزایش تعداد آدمهای غیر نرمال (یه وقت فکر نکنین جسارتاً منظورم بیمارهای روانیه ها!) توی این پست به مثالهایی از اینجور آدمها پرداخته میشه... البته از اونجایی که توی این وبلاگ باید حتماً یه سک به جماعت دکاتیر زده بشه ، یادی هم از روانپزشکها میشه! 
يه مرد خيلی خجالتی ميره توی يه كافه تريا. چند دقيقه كه ميشينه توجهش نسبت به يه دختر خوشگل كه كنار ميز بار نشسته بوده جلب ميشه. مرد نيم ساعت با خودش كلنجار ميره و بالاخره تصميمشو ميگيره و ميره سراغ دختر و با خجالت و آروم بهش ميگه: ممم... ميتونم كنار شما بشينم و يه گپی با همديگه بزنيم؟
يهو دختر داد ميزنه: چی؟! من هرگز امشب با تو نمی خوابم!
همهء مردم برميگردن و چپ چپ به مرد نگاه می كنن.
مرد سرخ ميشه و سرشو ميندازه پايين و با شرمندگی ميره ميشينه سر جاش.
بعد از چند دقيقه دختر ميره كنار مرد ميشينه و با لبخند ميگه: من معذرت ميخوام. متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من فارغ التحصيل روانپزشكی هستم و دارم روی عكس العمل مردم در شرايط خجالت آور تحقيق می كنم.
يهو مرد داد ميزنه: چی؟! منظورت چيه كه 200 دلار برای يه شب می گيری؟!!

دو تا زوج مسن با همديگه نشسته بودند چای ميخوردند و دوستانه گپ ميزدند. يكی از مردها از مرد دوم ميپرسه: راستی مارتين، كلينيك تقويت حافظه كه ماه قبل رفتی چطور بود؟
مارتين: عالی بود. اونا آخرين تكنيكهای روانپزشكی رو بهمون ياد دادند و مغز و حافظه مون رو فعال كردند. برای من كه خيلی موثر بود.
پيرمرد اول: چه جالب! خيلی عاليه. اسم اون كلينيك چی بود؟
مارتين ساكت ميشه و فكر ميكنه و فكر ميكنه و فكر ميكنه ولی چيزی يادش نمياد. بعد از چند دقيقه لبخند ميزنه و ميگه: اون گلی كه رنگش قرمزه و بوی خوبی داره و روی شاخه ش تيغ داره اسمش چيه؟
پيرمرد اول ميگه: منظورت رزه؟
يهو مارتين ميگه: خودشه! بعد برميگرده طرف زنش و ميگه: رز ، اسم اون كلينيك چی بود؟!

جملاتی كه از بيماران روانی درمان شده می شنوين:
يه زمانی من چندين شخصيت متفاوت داشتم. ولی حالا هممون احساس می كنيم خوب شديم!
من ديگه مبتلا به جنون نيستم. حالا كاملا" عاقلانه موجودات رو می آفرينم!
من هميشه عادت داشتم در مورد همه چيز دودل و مردد باشم. ولی حالا مطمئن نيستم كه اينطور باشم!
بهترين چيز اسكيزوفرنيك بودن اين بود كه هيچوقت تنها نبودم!
فقط اينكه بدبينی من درمان شده و دیگه پارانویید نيستم دليل نميشه كه مردم نمی خوان منو بگيرن بكشن!
ماليخوليا تنها بيماری ايه كه من ندارم!
من كاملا" از افسردگی رهايی پيدا كردم. حالا می تونم با خوشحالی و دل خوش خودمو بكشم!

يه نفر ميره سراغ روانپزشك و ميگه: دكتر من يه مشكل واقعی دارم. من نميتونم از فكر روابط جنسی بيام بيرون!
روانپزشك ميگه: خيلی خب. بذار ببينيم چی ميتونيم پيدا كنيم... بعد ورقه های تست تصوير شناسی رو ميذاره جلوی بيمار.
تصوير اول... دكتر: اين عكس چيه؟
بيمار بعد از اينكه مدتی به عكس خيره ميشه ميگه: اين عكس يه زن و مرده روی يه تختخواب!
دكتر ميگه: خيلی جالبه! حالا تصوير دوم. اين عكس چيه؟
بيمار ورقه رو چند بار سر و ته ميكنه و بالاخره ميگه: اين تصوير يه مرد و زنه كه كنار همديگه خوابيدن!
دكتر با تعجب به بيمار نگاه ميكنه و ميگه: بگو توی تصوير سوم چی می بينی؟
بيمار بعد از اينكه يه مدت از زاويه های مختلف به ورقه نگاه ميكنه ميگه: اين عكس يه مرد و يه زنه كه دارن عشقبازی ميكنن!
دكتر سرشو تكون ميده و ميگه: هوم... بله... به نظر ميرسه كه شما خيلی نسبت به سكس وسواسی هستين و افكار منحرف دارين!
بيمار ميگه: من؟!!! ديگ به ديگ ميگه روت سياه! اين شمايين كه دارين مرتب عكسهای سكسی به من نشون ميدين!

جو چهار سال بود كه از ترس و فكر اينكه زير تختخوابش جن و هيولا هست رنج ميبرد و مرتب برای درمان ميرفت پيش يه روانپزشك. ولی متاسفانه پيشرفت خيلی كم و ضعيفی توی بهبوديش داشت و فرقی نكرده بود. به همين دليل يه روز بيخيال روانپزشكش شد و تصميم گرفت راههای ديگه ای رو امتحان كنه.
چند هفته بعد يه روز جو و روانپزشكش همديگه رو توی يه سوپرماركت ديدند. روانپزشك با تعجب ديد كه حال جو خيلی خوب شده و خيلی پر انرژی و خوشحال به نظر مياد.
جو گفت: دكتر! خيلی جالبه! من معالجه شدم!
دكتر: خيلی عاليه. تو خيلی بهتر از قبل به نظر ميای. چطوری اينطوری شدی؟
جو: من رفتم پيش يه دكتر ديگه و اون منو توی يك جلسه درمان كرد!
دكتر: يك جلسه؟! چطور ممكنه؟!
جو: اون دكتر رفتاردرمانی ميكنه.
دكتر: رفتاردرمانی؟! چطوری تو رو توی يك جلسه معالجه كرد؟!
جو: اوه! خيلی آسون! اون به من گفت كه برم پايه های تختخوابم رو ببرم!

بهونه های پسرها:
تو برای من مثل خواهر می مونی! ... يعنی خيلی زشتی!
فاصلهء سنيمون يه كمی زياده! ... يعنی خيلی زشتی!
من به تو علاقه به اون صورت ندارم! ... يعنی خيلی زشتی!
من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم! ... يعنی خيلی زشتی!
من بازم دوست دختر دارم! ... يعنی خيلی زشتی!
تقصير تو نيست ، تقصير منه! ... يعنی خيلی زشتی!
من الان توجهم به كارمه! ... يعنی خيلی زشتی!
من تصميم گرفتم مجرد بمونم! ... يعنی خيلی زشتی!
بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم! ... يعنی خيلی زشتی!
طفلکی مردها توی سنين مختلف!...
شش سال اوّل زندگی:
• گريه نكن
• شيطونی نكن
• دست تو دماغت نكن
• تو شلوارت پیپی نكن
• مامانت رو اذیت نكن
• روی ديوار نقاشی نكن
• انگشتت رو تو پريز برق نكن
• دمپايی بابا رو پات نكن
• به خورشيد نگاه نكن
• شبها تو جات جيش نكن
• تو كمد مامان فضولی نكن
• با اون پسر بیتربيته بازی نكن
• اسباببازیها رو تو دهنت نكن
• زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نكن
• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نكن
۲- دوره ی دبستان:
• موقع رفتن به مدرسه دير نكن
• پات رو تو جاميزی نكن
• ورقهای دفترت رو پاره نكن
• مدادت رو تو دهنت نكن
• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نكن
• تخته پاككن رو خيس نكن
• حياط مدرسه رو كثيف نكن
• با دختر شمسی خانوم «دكتربازی» نكن
• دست تو كيف بغل دستيت نكن
• تختهسياه رو خطخطی نكن
• گچ رو پرت نكن
• تو راهرو سر و صدا نكن
• تو كلاس پچپچ نكن
• ATARI بازی نكن
۳- دوره ی راهنمايی:
• ترقه بازی نكن
• SEGA بازی نكن
• جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نكن
• موقع برگشتن از مدرسه دير نكن
• تو كوچه فوتبال بازی نكن
• دست تو جيب بابات نكن
• با مامانت كلكل نكن
• تو كلاس صحبت نكن
• بعد از ظهر سر و صدا نكن
• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نكن
• اتاقت رو شلوغ نكن
• روی ميز بابات كتابهات رو ولو نكن
• عكس لختی تماشا نكن
• با بچّههای بیادب رفت و آمد نكن
• جر و بحث نكن
۴- دوره ی دبيرستان:
• با كامپيوتر بازی نكن
• تو حموم معطل نكن
• تقلب نكن
• با دوستات موتورسواری نكن
• عصرها دير نكن
• با دختر شمسی خانوم صحبت نكن
• با بابات دعوا نكن
• تو كلاس معلمتون رو مسخره نكن
• تو خيابون دنبال دخترها نكن
• مردمآزاری نكن
• نصف شب سر و صدا نكن
• فيلم سوپر نگاه نكن
• وقتت رو با مجله تلف نكن
• چشمچرونی نكن
۵- دوره ی دانشگاه:
• رشتهای رو كه دوست داری انتخاب نكن
• ۲۴ ساعته چت نكن
• سر كلاس درس غيبت نكن
• با دختر شمسیخانوم دل و قلوه رد و بدل نكن
• خيابونها رو متر نكن
• تو سياست دخالت نكن
• با دخترهای مردم هر كاری دلت خواست نكن
• شب برای شام دير نكن
• با مأمور پليس كلكل نكن
• چراغ قرمز رو عشقی رد نكن
• موبايلت رو Reject نكن
• حذف پزشكی نكن
• آستين كوتاه تنت نكن
• همه رو دودره نكن
۶- دوره ی سربازی:
• موهات رو بلند نكن
• روت رو زياد نكن
• از اوامر سرپيچی نكن
• فرار نكن
• با اسلحه شوخی نكن
• غيبت نكن
• به آينده فكر نكن
• درگيری ايجاد نكن
• به فرمانده بیاحترامی نكن
• غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فكر نكن
• با رئيس عقيدتی جر و بحث نكن
• اعتراض نكن
• با دختر شمسی خانوم نامهنگاری نكن
• از تلف شدن وقتت ناله نكن
• از آشپزخونه دزدی نكن
۷- دوره ی شوهر بودن:
• با زنت شوخی نكن
• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نكن
• به زنت خيانت نكن
• با دوستانت الواتی نكن
• تو Orkut خودت رو Single معرفی نكن
• به زنهای ديگه نگاه نكن
• موبايلت رو قايم نكن
• از عكسهای قبل از ازدواجت نگهداری نكن
• پولت رو خرج دوستات نكن
• رفتار دوران مجردی رو تكرار نكن
• غير از زندگی مشترك به هيچ چيز فكر نكن
• ريسك نكن
• بدون اجازهء زنت هيچ كاری نكن
۸- دوره ی پدر بودن:
• بچه رو تنبيه نكن
• به بچه بیتوجهی نكن
• بچهت رو با بچههای ديگه مقايسه نكن
• به بچه توهين نكن
• بچه رو از بازی منع نكن
• بچهت رو به كتك زدن بچهء دختر شمسی خانوم تشويق نكن
• با بچه كلكل نكن
• بچه رو محدود نكن
• بچه رو از جنس مخالف دور نكن
• به مادر بچه بیتوجهی نكن
• بچه رو به هيچ چيز مجبور نكن
• آزادی بچه رو محدود نكن
• به حلالزاده بودن بچه شك نكن
• از خواستهای بچه چشمپوشی نكن
۹- دوره ی پيری:
• برای بچههات مزاحمت ايجاد نكن
• نوههات رو لوس نكن
• با پيرزنهای ديگه معاشرت نكن
• به خاطراتت فكر نكن
• پولت رو خرج نكن
• هوس جوونی نكن
• غير از آخرتت به هيچ چيز فكر نكن
• با زنت بیوفايی نكن
• از رفتن به خانهء سالمندان احساس نارضايتی نكن
• لباس شاد تنت نكن
• به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجه نكن
• تو وصيتنامه، هيچكس رو فراموش نكن
• از گذشته ناله نكن
• به هر كی رسيدی، نصيحت نكن
• به آينده فكر نكن
۱۰- دوره ی پس از مرگ !
• حالا ديگه دورهء نكن تموم شد! حالا هر كاری دلت میخواد بكن...
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...بكن
• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم كاری نكن


